عکاس باشي بدون دوربين!
Photographer Without Camera
ماه و پلنگ

خيال خام پلنگ من به ســوی مـــاه جـهـــيدن بود

... و ماه را ز بلندايش به روی خاک کـــشـيدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پريد و پنـجه بــه خــالی زد

که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دسـت رسيدن بود

گل شکفته ! خداحافظ اگر چه لحــــظه ی ديدارت

شروع وسوسه ای در من به نام ديدن و چيدن بود

مــن و تـو آن دو خـطـيـم آری مـوازيـان بــه ناچاری

که هر دو باورمان ز آغاز به يکدگر نرســـيــدن بــود

اگــر چــه هـيــچ گـــل مــرده دوباره زنده نشد اما

بهار در گل شیپـــوری مــدام گـــرم دمـيــدن بــــود

شراب خواستم و عمرم شرنگ ريخت به کام مـن

فـــريــبــکـار دغـل پيشه بهانه اش نشنيــدن بــود

چه سرنوشت غم انگيزی که کرم کوچک ابريشم

تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پريدن بــود غزل از حسين منزوي به انتخاب کيان
www.flickr.com
This is a Flickr badge showing public photos from Please! Don't Smile.. Make your own badge here.