عکاس باشي بدون دوربين!
Photographer Without Camera
هذيان 1- آرام روی تختش لميده بودم.پاهايم روی زمين.سرم روی بالش.بدنم مورب.سقف را نگاه مي کردم و در و ديوار را.خوشحال بودم که کسي نيست.تنها چيزی که از ذهنم مي گذشت اين بود که : خدا را شکر! ضبط راروشن کردم و همايون که خواند: «...رشته به رشته نخ به نخ ،تار به تار و پود به پود» نتوانشتم جلوی اشکم را بگيرم.متوجه نشده بودم که او آمده بود و مرا مي نگريست! 2- امان از اين سکون.برايم خستگي بياور...نه! دنبال خستگي خواهم گشت!
www.flickr.com
This is a Flickr badge showing public photos from Please! Don't Smile.. Make your own badge here.